بیت آخر

تو با خودم که هیچ با سایه ی منم

حرفی نمیزدی با این همه ولی

به شب نشینی دلم خوش اومدی...


از چی برات بگم وقتی نگفته هام با غم عجین شدن

حس می کنم دلم غمگین ترین دله روی زمین شده

روزا که می گذرن اما محاله که حسم عوض بشه

آخه هرشب یه ذره شعر روح خرابمو سمت تو می کشه

امشب قراره که با خاطرات تو


بازم بشینمو باز درد و دل کنم

با کاغذای شعر صبحو ببینمو

غرق خودم بشم با قطره های اشک رو کاغذای خیس



این بیت ـآخره

اما همیشه شعر پایان قصه نیست
/ 0 نظر / 6 بازدید