باران

باران که میبارد ...


دلم برایت تنگ تر می شود ...
راه می افتم ...


بدون ِ چتر ...
من بغض می کنم ...
آسمان گریه !

/ 6 نظر / 8 بازدید
shima

وقتی می آیی با تو قهر میکنم که چرا دیر امدی...وقتی نیستی به خشکی و انزوای یک کویر میرسم...باران! بارانکم! مرا ببخش. نه تقصیر توست و نه من! ذست این شهر شبنم خوار به رویاهای هردوی ما آلودست. یا ببار و دست های خونین شهرم را نیز بشوی...یا این ابرها را هم بردار و ببر و هرگز نیا...من خودم می بارم... وبم حذف شد...میای به وب جدیدم؟ نظر بزار. gandomzaar92.persianblog.ir

فرشته

مگه عشقت و پیدا نکردی چرا باز غمگین؟؟[ناراحت]

سمیرا

چی شده اقا پارسا؟ قشنگه ولی به حال و هواتون نمیخوره ها؟ به قول فرشته مگه عشقتون رو پیدا نکردین؟ پس این متن عاشقانه و در عین حال غمگین چیه؟ اگه عشقتون وبلاگتون رو بخونه مطمئننا حالش میگره که شما غمگین هستینا!!!! از ما گفتن بود

سمیرا

[دلشکسته] [دلشکسته][دلشکسته] [دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته]

سمیرا

[دلشکسته]

سمیرا

[دلشکسته]